عقلانيت و آيين
با گذشت ماه محرم و صفر و با پشت سر گذاشتن دو ماه از عزاداري سيد الشهداء حسين بن علي (ع) به نظرم رسيد كه نكتهاي را به علاقمندان مكتب اهل بيت يادآور شوم و آن اينكه، مكاتب و اديان به دو گروه تقسيم ميشوند: 1- اديان و مكاتب عقلاني 2- اديان و مكاتب غيرعقلاني اديان و مكاتب عقلاني نشانهها و مشخصات خود را دارند، چنانكه اديان و مكاتب غيرعقلاني نيز ويژگيها و نشانههاي خود را دارند. هر يك از اين دو مكتب، با داشتن حدود بيست و پنج مشخصه و نشانهي اصلي به آساني قابل تشخيصند. يكي از آن نشانهها و مشخصهها، ميزان توجه يك دين يا مكتب به آيين است. مكاتب عقلاني كمتر به آيين و مراسم فضا ميدهند درحاليكه مكاتب غيرعقلاني سرا پا آيين و مراسمند. يكي از افتخارات دين اسلام، آن است كه اين دين، يك دين عقلاني است. به همين دليل تكيهگاه اصلي آن، انديشه و تفكر بشر است؛ نه اجراي آيينهاي بيمحتوا. و حتي بعضي از اعمال اسلامي كه ظاهرا جنبهي آييني دارند، مانند نماز، روزه يا مراسم حج، همگي متوجه هدفهاي عقلاني و انگيزههاي سياسي و اجتماعياند. انسان در نماز به تحكيم رابطهي معرفتي خود با پروردگارش ميپردازد و در حج، اگر درست انجام پذيرد، بزرگترين گردهمايي مسلمانان تحقق مييابد كه ميتواند به حل بسياري از مشكلات مردم و جامعهي اسلامي ياري رساند. بدون ترديد مذهب تشيع نيز بر محور معرفت و عقل و انديشه استوار است اما دريغا كه ما اين مذهب را به تدريج به صورتي درآوردهايم كه جنبهي آييني آن، بيشتر شده است. ما محبت به اهل بيت را كه يكي از نشانههاي بارز مذهب تشيع است، از حالت جرياني عقلاني در آورده و به آييني گسترده تبديل كردهايم! اين كار چگونه انجام پذيرفته است، در جاي خود قابل بررسي است اما آنچه من ميخواهم در اينجا يادآور شوم آن است كه اگر چيزي را آييني بكنيم، علاوه بر آنكه به غيرعقلاني كردن آن كوشيدهايم، آن را به جرياني زيانبار نيز تبديل كردهايم. براي نمونه به مواردي از آثار زيانبار آييني كردن جريان عاشورا ميپردازم: 1- انسان تحت تأثير جو مجلس عمومي قرار ميگيرد و حالت تلقيني پيدا ميكند. اينگونه حالات در رشد و تعالي انسان تأثير چنداني نميگذارند. براي نمونه شما اگر دقت كنيد وقتي كه تنها در خانهي خود نشستهايد يا در خيابان راه ميرويد و به ياد كربلا ميافتيد و يا به ياد گناهانتان ميافتيد، هيچ اشكي به چشمهايتان نميآيد و رقت قلب نمييابيد و هيچگونه غم و اندوهي پيدا نميكنيد. اما وقتي در ميان يك جمع مينشينيد و مداحي هزار گونه مسائل احساسي را با آهنگ و لحن مخصوص براي شما ميخواند و شما عدهاي را پيرامون خود ميبينيد كه به گريه و شيون ميپردازند، شما هم با تلاشي كه ميكنيد سرانجام به گريه و زاري ميپردازيد. سپس وقتيكه مراسم به پايان ميرسد، از جاي خود بلند شده و به خانه بر ميگرديد و بههمان زندگي روزمره و دنيوي خود ادامه ميدهيد! انگار نه عاشورايي بودهايد و نه كربلايي! در صورتيكه اگر شما واقعاً بهجاي اجراي آيين و مراسم به پايهاي از معرفت رسيده كه جريان عاشورا را درك كرده باشيد، در تمام زندگيتان عاشورايي خواهيد بود و در لحظهلحظهي زندگيتان بيقرار مبارزه با ستم و نفاق و تزوير خواهيد بود. مرحوم دكتر شريعتي آيينهاي عزاداري بيغمان و ناآگاهان را «مراسم غصه خوردن» ميناميد و اين نكتهي دقيقي است و ما نبايد ادراك و معرفت و حالات دروني خودمان را آييني بكنيم. 2- يكي ديگر از خطرات آييني کردن اعمال و مسائل ديني آن است كه، مردم معمولاٌ تكليف و وظايف علمي و عملي خود را در برابر دين ناديده گرفته و با اجراي اين آيينها و مراسم، چنان ميپندارند كه به تكليف خود عمل كردهاند. مثلا يك شيعهي پيرو اهل بيت(س)، مانند كسيكه اصلاً به هيچ دين و مذهبي پايبند نيست، به كسب و كار و روابط غيراخلاقي پرداخته و خود را براي رسيدن به جاه و مال، به آب و آتش ميزند، تا ميتواند دروغ ميگويد و نيرنگ ميبازد و دست به كارهاي نامشروع ميزند. اما همين شخص در تاسوعا و عاشوراي حسيني، سياه ميپوشد و عزاداري ميكند و از مال حرام خود اندكي بهصورت احسان و پذيرايي از عزاداران خرج ميكند. او با اينكار، چنين ميپندارد كه يك شيعهي اهل بيت است و به تكاليف خود عمل كرده است، درحاليکه در تمام مدت سال هيچگاه مانند علي و فاطمه رفتار نکرده است! 3- خطر ديگر آييني کردن اعمال و وظايف ديني آن است که مردم از نظر انديشه و فرهنگ، توسعه نمييابند و عمر خود را بدون تکامل فکري به پايان ميبرند. نمونهي بارز آن عاشورا و نيمهي شعبان است. اگر چه در هريک از اين مناسبتها وقت و مال مردم هزينه ميشود، اما معمولاً چيزي به دانايي و آگاهي آنان افزوده نميگردد. مردم از فلسفهي قيام و انتظار، همه ساله نکتههاي جديد ياد نميگيرند و در حد معرفت ساده باقي ميمانند. 4- خطر ديگر آييني كردن تكاليف و دستورات دين، آن است كه عدهاي منافق كه هدفشان از تظاهر به دين، جز كسب جاه و مال نيست، با جدي گرفتن اين آيينها خود را در صف مؤمنان و شيعيان حقيقي، جاي ميدهند. مثلاً كسانيكه با بهرهگيري از جايگاه سياسي خود يا وابستگانشان، خود را از پايينترين طبقهي جامعه به بالاترين طبقهي آن رساندهاند، يا کساني که با ريا و فريب مردم به جاه و مالي رسيدهاند، در شبهاي قدر، نيمهي شعبان و دههي محرم، در خانهي اعياني خود، يا در مساجد و تکايا بسيار جدي به اجراي آيينها و مراسم ميپردازند و بدينسان بر نفاق خود پرده ميپوشند. زيانها و آفات ديگري نيز هستند كه از بحث آنها صرفنظر ميكنيم. ما حتي قرآن كريم را در احاطهي آيينها قرار دادهايم كه در اينباره نيز در فرصتي ديگر توضيح خواهيم داد.
والسلام دكتر سيد يحيي يثربي
|