بسمهتعالي
چند نکته با دولتمردان
به مناسبت اين روزهاي گرانقدر، ميخواهم چند نکته را به دولتمردان يادآور شوم. انتظار دارم آن را به حساب مخالفت با عدهاي و يا جانبداري ازعدهاي ديگر نگذارند. زيرا هميشه بر آن کوشيدهام که بدون توجه به عقل و منطق با هيچ گرايشي موافقت يا مخالفت نورزم. البته نکتههاي گفتني زياد است، تنها براي نمونه اين چند نکته را يادآور ميشوم:
1- نگراني از انجام وظيفه.
مسئوليت در نظام اسلامي دو جنبه دارد:
يکي مسئوليت سرنوشت يک کشور است و ديگري، مسئوليت سرنوشت اسلام. بنابراين مسئولان طراز اوّل کشور، بايد عملا نشان دهند که سنگيني اين دو مسئوليت را درک ميکنند. به نظر من گفتار و کردار برخي از آنان دستکم در حد لازم، گوياي چنين احساسي نيست. يک مسئول مسلمان، بايد نگراني و اندوه مسئوليت را در چهره، گفتار و رفتارش داشته باشد. سخن گفتن از موضع قدرت و از روي غرور، بياعتنايي به مخاطب اگر چه آن مخاطب دشمن جامعه و دين ما باشد، در شأن يک مسئول اسلامي نيست.
اما مسئولان جامعهي اسلامي بايد از پذيرش هرگونه تجليل و ستايش دوري کنند و پيوسته در اينکه آيا توانستهاند کاري کنند يا نه؟ نگران باشند و به نظرخواهي پردازند.
2- ميان هوشمندي و تخصص فرق بگذاريم. اين نکتهاي است که حدود يکصد و سي و پنج سال پيش، ناظمالملك (در سال هزار و دويست و نود و چهار هجري قمري) از لندن به يكي از دوستانش در تهران نوشته است:
«ما در ايران هوش و ذهن و فراست طبيعي خود را، با علوم دنيا به كلي مشتبه كردهايم. جميع آن مطالب علمي را كه عقلاي ساير ملل به جهت تحصيل آن، عمرها صرف ميكنند، ما ميخواهيم در ايران بدون هيچ زحمت و با هوش و ذهن طبيعي خود در يک لحظه درك كنيم.
اين گونه كارها يك وقتي، چندان عيب نداشت. اما حالا به كلي معيوب است. زيرا كارهاي دنيا يك وقتي ساده بود و هر كس معني آنها را به حكم هوش و ذهن طبيعي ميتوانست به سهولت درك نمايد. مهندسي عهد هوشنگ، حسابداني حسن صباح و وزارت كريم خان زند، چندان عمق و امتيازي نداشت كه فراست طبيعي نتواند معني آنها را بفهمد. وليكن در اين عهد تازه، به واسطهي ترقيات علوم چندان اسباب و معاني عجيب بروز كرده كه كسي با هوش طبيعي بدون علم، هرگز قادر به ادراك آنها نخواهد بود.»
اين نکتهي بسيار جالبي است که متاسفانه هنوز هم در جامعهي ما، درست مورد توجه قرار نگرفته است. هنگامي که آقايان ميخواهند از يکي تعريف کنند، ميگويند: او ميتواند همهي وزارتخانه ها را شخصا اداره کند. اينگونه اظهارات نشان بيتوجهي ما به مسئلهي تخصص است.
اما سخن من در اصل، مربوط به مديريت اجرايي نيست، بلکه ميخواهم بگويم که اين هوشمندي و زيرکي را لطفا در مورد مسائل ديني به کار نبريد. تا تخصص لازم را نداريد، وارد نظريه پردازي در مسائل ديني نشويد که مسائل ديني در دنياي امروز بهخاطر روابط سياسي و وسوسهها و فتنهها، براي جامعهي ما بسيار حساستر از مسائل اجرايياند.
3- لزوم بهرهگيري از روند آزمون و خطا در اسلاميکردن مديريت و فرهنگ جامعه. چنانکه ضرورت دارد در مديريت اجرايي جامعه، از آزمون و خطا در جهت بهبود بخشيدن به روند مديريت بهره گرفت، لازم است تلاش خود را در جهت اسلامي کردن جامعه نيز مدام مورد ارزيابي قرار داده و رفتار و کردار خود را با خواستههاي اسلام بسنجيم. اينک چند نمونه را يادآور ميشوم:
الف- ما همه ميدانيم که مسئولان مسلمان، از داشتن حاجب و دربان منع شدهاند. بايد روند پيشرفت خودمان را در اجراي اين خواسته مدام بسنجيم، تا بدانيم که چقدر اين آموزه را توانستهايم به کار بنديم؟
ب- ميدانيم که در اسلام استقبال و بدرقهي مسئولان کار پسنديدهاي نيست، اينک با گذشت سالها از انقلاب اسلامي، بايد از خود بپرسيم که در جهت حذف استقبال و بدرقه چه تلاشي کردهايم و تا کجا پيش رفتهايم؟!
ج- در اسلام و نظام اسلامي به کساني که به تصدي يک شغل تمايل نشان دهند و آن شغل را درخواست کنند، نبايد شغل داد. ما نبايد بررسي کنيم که چند در صد از مسئولان ما در مقام درخواست شغل نبودهاند؟!
د- بزرگترين نشانهي حقانيت مسئولان ديني، آن است که نسبت به جاه و مال دنيا بياعتنا باشند. اکنون بايد بدانيم در ارتباط با بياعتنايي مسئولان به جاه و مال تا کجا پيش رفتهايم؟
ه- پاسداري از حريم حرمت و حقوق انسانها. ما ميتوانيم ديدگاه اسلام را در اين باره بهعنوان معجزه به جهانيان معرفي کنيم. زيرا اعجاز هر زماني بر اساس حساسيت مردم آن زمان است و حساسيت روشنانديشان جهان در قرن حاضر، به حرمت و حقوق انسانهاست. ما همه ساله بايد بدانيم که در اين جهت تا کجا پيش رفتهايم؟
و- تامين عدالت اجتماعي و زندگي همراه با امنيت و آسايش براي همهي مردم جامعه و کاستن از تبعيض و فاصلهي طبقاتي که يکي از هدفهاي اصلي اسلام است. ما بايد بدانيم که در اين مسير تا کجا پيش رفتهايم؟!
اينها نمونههايي بودند از هزاران نکتهي باريکتر از موي، جهت اسلامي شدن فرهنگ جامعه که بايد مسئولان نظام اسلامي علاوه بر مديريت اجرايي در مديريت فرهنگي کشور به آنها توجه دقيق داشته باشند.
من به نوبهي خود حاضرم اين نکات را، به صورت سخنراني در صدا و سيماي جمهوري اسلامي، يا به شکل مکتوب در مطبوعات و حتي به صورت شفاهي در جلسهي مسئولان طراز اول کشور مطرح کنم.
با آرزوي توفيق شما در اين ماه رحمت و برکت
سيد يحيي يثربي
26/5/1389