دكتر سيد يحيي يثربي
Login Register
نشانه‌هاي شايستگي (قسمت آخر)
 كتابها
 مقالات
 لينك مفيد
 دانلود
 آلبوم تصاوير
 نهاد نقد و نظر
 اخبار
 درس هفته
 سخن روز

شعر عاشورا

تو در كدام صفي؟ به واپسين بدرود، چه بي‌قرار و چه بي‌تاب، گفتمت كه: - كجا؟! جواب دادي: - خواهر! چه جاي اين سخن است؟! من و تو، هر دو به يك سنگريم و در يك راه!

صفحه اصلي > فارسي > درس هفته
عرفان
نام درس: نشانه‌هاي شايستگي (قسمت آخر)
شماره درس: درس8 عرفان
تاريخ ثبت درس : هفته‌ي چهارم مهر
تاكنون به چند مورد از نشانه‌هاي شايستگي براي سير و سلوك اشاره كرديم. منظور ما از اين بحث‌ها، آن بود كه افرادي كه اين نشانه‌ها را در خود دارند، يا دست‌كم برخي از آن نشانه‌ها را با خود دارند، توجه كنند كه اگر بخواهند، شايستگي آن را دارند كه قدم در طريق

بنام دوست
درس عرفان-8

شب آمد و دل تنگم هواي خانه گرفت
دوباره گريه‌ي بي‌طاقتم بهانه گرفت
شكيب درد خموشانه‌ام دوباره شكست
دوباره خرمن خاكسترم زبانه گرفت
دل گرفته‌ي من همچو ابر باراني
گشايشي مگر از گريه‌ي شبانه گرفت               
                                      ه.ا. سايه
نشانه‌هاي شايستگي (قسمت آخر)
تاكنون به چند مورد از نشانه‌هاي شايستگي براي سير و سلوك اشاره كرديم. منظور ما از اين بحث‌ها، آن بود كه افرادي كه اين نشانه‌ها را در خود دارند، يا دست‌كم برخي از آن نشانه‌ها را با خود دارند، توجه كنند كه اگر بخواهند، شايستگي آن را دارند كه قدم در طريقت عشق بگذارند.
از مواردي كه تا حدودي توضيح داديم، يكي مسأله‌ي شايستگي نهادي بود، يعني شايستگي مربوط به استعداد انسان در سرّ قدر و گفتيم كه راز سرّ قدر جز بر سالكان مقامات بالا و جز در آخرين مراحل سير و سلوك، بر كسي معلوم نمي‌گردد. اما نشانه‌هاي ديگري هستند كه مي‌توان با آن‌ها، تا حدودي، به پيشرفت خود در سير و سلوك اميدوار بود. اين نكته را هم يادآور شديم كه اميد به رحمت فراگير الهي، اقتضا مي‌كند كه هيچ كس نسبت به شايستگي خود نااميد نباشد.
مواردي كه به عنوان نشانه‌هاي شايستگي مطرح كرديم، عبارت بودند از: درد و دغدغه، صفا و يكرنگي، تسليم و فروتني، رندي و قلندري و توجه به زيبايي‌ها.
اكنون اين بحث را با اشاره به موارد و نمونه‌هاي ديگري از نشانه‌هاي اهليت و شايستگي به پايان مي‌بريم و ان‌شاءالله از درس‌هاي بعدي به مسائل و مشكلات سلوك مي‌پردازيم؛ مسائل و مشكلاتي كه با وجود شايستگي انسان، او را از اقدام عملي باز مي‌دارند.
از جمله مواردي كه مي‌توان آن‌ها را از نشانه‌هاي شايستگي دانست، به چند موارد اشاره مي‌كنيم:
الف- رقت قلب
آن دل كه پريشان شود از نالة بلبل
در دامنش آويز كه با وي خبري هست
هرگز قدمي غم ز دلم دور نبودست
شادي‌ست كه او را سر و برگ سفري هست      
                                    عرفي شيرازي  
                                    
منظورم از رقت قلب يا نازك دلي، حالتي است كه انسان با داشتن آن در برابر زيبايي‌ها و مسائل عاطفي و حوادث، حساسيت نشان مي‌دهد. قرار خود را از كف مي دهد، اشك مي‌ريزد، آه مي‌كشد و... اما كساني هستند كه اين ويژگي ها را ندارند. اگر زندگي به سامان و آرامي داشته باشند، جز آسايش مادي و مسائل زيستي به چيز ديگري حساس نيستند. از آن‌جا كه اساس سير و سلوك، داشتن باطن دردمند و روح حساس و چشم گريان است، نازك‌دلي انسان‌ها، نشان شايستگي آنان است. آن‌كه از كنار لاله‌ها بي تفاوت مي‌گذرد، آواي پرندگان پريشانش نمي‌كند، نگاهي كه جاذبه‌ي جمال را در نمي‌يابد، دلي كه در برابر اسرار هستي نمي‌تپد، پدري كه هر لحظه فرزند خود را نوازش مي‌كند، اما ذره اي به فكر يتيمان و درماندگان نيست، كسي كه سير مي‌خوابد و به‌خاطر گرسنگان حتي آهي به لب نمي‌آورد، آن كه خرج تشريفات عزاداري و كفن و دفن چند روزه‌ي مرده‌اش بيش از سرمايه‌ي چند ساله‌ي چندين خانواده است، كسي كه از دارايي باد آورده‌اش با هوا و هوس صدگونه ولخرجي مي‌كند، اما از درد دل دختر تهي‌دستي كه در حسرت هدية يك عطر ارزان قيمت به نامزدش مي‌سوزد، جواني كه براي عوض كردن مدل اتومبيلش از ميليون‌ها مي‌گذرد، اما از اين كه جوان ديگري در سن و سال او از دادن يك هديه به همسرش شرمنده است، خبر ندارد و... اينان نمي‌توانند قدم در راهي بگذارند كه راه معنويت است، راه مردان و زنان بزرگ، راه محمد و خديجه و علي و فاطمه است، بگذارند.
اي عزيز! اگر ديدي كه از درد ديگران اشك بر چشمت مي‌نشيند و نسبت به مسائل عاطفي و معنوي بي خيال نيستي، بدان كه اين نشانه‌ي شايستگي توست براي سير و سلوك.
ب- تقواي رفتاري
چنان بزي كه اگر خاك ره شوي، كس را
غبار خاطري از رهگذار ما نرسد
                                                 حافظ
رفتار انسان در پيدايش صفاي باطن، نقش اساسي دارند. اخلاق و رفتار سالك، با تعالي و تكامل سلوكي وي، رابطه و تأثير متقابل دارد. به اين معنا كه هر چه اخلاق و رفتار سالك نيكوتر باشد، او را به پيشرفت در سلوك، بيشتر ياري مي‌رساند. از جهت ديگر، اخلاق و رفتار نيك، نشانه‌ي صفاي باطن و تكامل روحي انسان است. چنان كه از عمل و رفتار ترقي و پيشرفت به دست مي‌آيد، ترقي و پيشرفت سالك نيز منشأ اخلاق و رفتار نيكو مي‌گردد. بر اين اساس، مي‌توان كساني را كه داراي اخلاق و رفتار نيكو هستند، بيشتر از ديگران، شايسته‌ي گام نهادن در مسير طريقت دانست. اگر بخواهيم براي رفتار نيكو، مصداق‌هاي برجسته‌اي ذكر كنيم، بايد از موارد زير نام ببريم:
كساني شايسته‌ي سلوك‌اند كه در حد خود دچار فريب و غفلت نبوده، شكمباره و تن پرور و عافيت طلب نباشند.
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست                              عاشقي شيوه‌ي رندان بلاكش باشد
                                                                                                 حافظ
در عين توجه و حساسيت به زيبايي‌ها چنان كه توضيح داديم، نسبت به مسأله‌ي جنسي و هواپرستي و شهوت‌راني حساس نباشد، زبان به سخنان باطل و ناشايست باز نكند و يا كمتر باز كند، از خشم و كينه و حسد دوري جويد، دلداده‌ي جاه و مال نباشد، از خودنمايي و رياكاري دوري جويد، خودبيني و غرور نداشته باشد و موارد ديگري از اخلاق و رفتار ناپسند را به خود راه ندهد.
كساني كه اخلاق و رفتار نيكو داشته باشند، يعني بي آن كه در مقام رياضت و تربيت عرفاني قرار گرفته باشند، به خودي خود و به‌دلخواه به رفتار نيك بپردازند و اخلاق پسنديده داشته باشند، مي‌توانند در عالم سلوك هم كامياب گردند. زيرا اساس سلوك و برنامه‌هاي رياضت، چيزي جز پالايش انسان از اخلاق ناپسند و آرايش وي با اخلاق نيكو و پسنديده نمي‌باشد.
بنابراين، سفارش همه‌ي مشايخ و اهل سلوك اين است كه انسان خوش اخلاق و خوش رفتار باشند:
بر تو خوانم ز دفتر اخلاق                             آيتي در وفا و در بخشش
هر كه بخراشدت جگر به جفا                        همچو كان كريم زر بخشش
كم مباش از درخت سايه فكن                        هر كه سنگت زند ثمر بخشش
از صدف ياد دار نكته‌ي حلم                            هر كه برّد سرت گهر بخشش
                                                                                     حافظ
ما در آينده ضمن بحث از برنامه هاي عملي سلوك، درباره‌ي اخلاق و رفتار نيكو بحث‌هاي بيشتر خواهيم داشت. اي عزيز! با توجه به نشانه‌هايي كه گفته شد، اگر خود را شايسته‌ي اين راه مي‌داني، در آن صورت بايد بر آن كوشي تا نخستين جوانه‌ي دو حالت از حالت‌هاي سالكان را در خود ايجاد كني اين دو حالت، عبارتند از:
الف- اراده
ب- همت
اراده و همت، در طريقت به منزله‌ي نيت در اعمال ديني‌اند. چنان كه نيت، در سراسر نماز يا روزه حضور دارد و در حقيقت روح عمل به شمار مي رود، روح سلوك نيز چيزي جز اراده و همت سالك نيست. به همين دليل، كمي درباره‌ي اين دو موضوع توضيح مي دهيم.
الف- اراده
پشتوانه‌ي اصلي سلوك پس از عنايت و توفيق الهي، اراده و عزم سالك است. در فراز و نشيب طريقت و در عبور از گردنه‌هاي سخت و مردافكن، اين اراده است كه هرگونه بيم و هراس را به آتش مي كشد. (رساله‌ي قشيريه)
اراده، دل دادن و خواستن است. خواستن با تمام وجود و به بهاي برخواستن از همه‌ي وابستگي‌ها و دست افشاندن بر همه چيز. آري! انسان بايد پيش از هرگونه اقدامي براي سلوك، شعله‌اي از اين اراده را در خود روشن سازد و بديهي است كه با پيشرفت سالك در عوالم و مراحل سلوك، اراده نيز نيرو مي‌يابد و تقويت مي‌گردد. اما پيش از سلوك و براي آغاز سلوك، داشتن اراده هرچند در حدّ بذر و جوانه‌ي اراده‌ي مردان عالم سلوك از ضروريات است. پس بايد انسان اراده و عزم سلوك را در خود تقويت كند تا بتواند آن را عملي سازد. سروده‌ي زير بيان زيبايي است در وصف اين اراده‌ي نخستين كه اشاره‌اي به همت بلند سالك نيز دارد. 
چو باد عزم سر كوي يار خواهم كرد               نفس به بوي خوشش مشكبار خواهم كرد
هر آبروي كه اندوختم ز دانش و دين               نثار خاك ره آن نگار خواهم كرد
به هرزه بي مي و معشوق عمر مي‌گذرد           بطالتم بس، از امروز كار خواهم كرد
صبا كجاست كه اين جان خون گرفته چو گل         فداي نكهت گيسوي يار خواهم كرد
چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن                كه عمر در سر اين كار و بار خواهم كرد
به ياد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت         بناي عهد قديم استوار خواهم كرد
نفاق و زرق نبخشد صفاي دل حافظ                   طريق رندي و عشق اختيار خواهم كرد
                                                                                                  حافظ
ب- همت
ذره را تا نبود همت عالي حافظ                  
طالب چشمة خورشيد درخشان نشود
 حافظ
همت كه مي‌توان آن را نوعي هدف‌گيري و انگيزه‌شناسي دانست، مانند اراده يكي از اركان سلوك است. اگر دقت كنيم، اين همت است كه اراده را نيرو مي بخشد و نگه مي‌دارد. همت بلند موهبتي است از حضرت حق كه از همان آغاز مي‌تواند براي انسان آرمان بزرگي را ترسيم كند. همت رمز موفقيت است و روح عزم و اراده. در طريقت بدون همت و همت بلند، كاري نمي‌توان كرد.
جناب عشق بلند است همتي حافظ                         كه عاشقان ره بي همتان به خود ندهند
***
همت مغناطيس حقايق است. اگر كسي همت كند، به همه چيز مي‌رسد و كليد گنج سلوك نيز همين همت است.
هركه را شد همت عالي پديد                             هرچه جست آن چيز حالي شد پديد
هركه را يك ذره همت داد دست                         كرد او خورشيد را زآن ذره پست
نطفه‌ي ملك جهان‌ها، همت است                          پر و بال مرغ جان‌ها، همت است
                                                                                عطار، منطق الطير 

ادامه دارد...                          

 

  

اضافه كردن توضيحات





  • Prof.Yahya Yasrebi Biogeraphi
    You can Find more Detail of Prof. Yasrebi in this File

  • زندگينامه دكتر سيد يحيي يثربي
    در اين فايل شما اطلاعات نسبتا كاملي درباره زندگينامه آقاي دكتر سيد يحيي يثربي خواهيد يافت


  •  


  • ماهيت ماده

    در درس گذشته به اين نتيجه رسيديم كه ولو دليل قاطعي براين عقيده نداشته باشيم، اعتقاد ما به اين‌كه داده‌هاي حسي ما- يعني مثلاً مجموع حسياتي كه با ميز مثالي ما تداعي و اقتران ذهني دارد، درحقيقت علائم وجود امري مستقل از ما و ادراكات ماست - عقيده‌اي كاملاً معقول است.


  • Powered by pargoon cms