دكتر سيد يحيي يثربي
Login Register
مشكلات پيش از سلوك
 كتابها
 مقالات
 لينك مفيد
 دانلود
 آلبوم تصاوير
 نهاد نقد و نظر
 اخبار
 درس هفته
 سخن روز

شعر عاشورا

تو در كدام صفي؟ به واپسين بدرود، چه بي‌قرار و چه بي‌تاب، گفتمت كه: - كجا؟! جواب دادي: - خواهر! چه جاي اين سخن است؟! من و تو، هر دو به يك سنگريم و در يك راه!

صفحه اصلي > فارسي > درس هفته
عرفان
نام درس: مشكلات پيش از سلوك
شماره درس: درس9عرفان
تاريخ ثبت درس : هفته‌ي دوم آبان
در درس‌هاي گذشته، از شايستگي‌هاي سلوك سخن گفتيم. آنان كه نشانه‌هاي شايستگي را با خود داشته باشند، چنان‌كه گفتيم، به دو نيروي حركت‌بخش نيازمنداند، يكي اراده و ديگري همت.اينك...

اي بي‌خبر بكوش كه صاحب‌خبر شوي
تا رهرو نباشي كي راهبر شوي؟
در مكتب حقايق و پيش اديب عشق
هان اي پسر! بكوش كه صاحب‌خبر شوي
دست از مس وجود چو مردان ره بشوي
تا كيمياي عشق بيابي و زر شوي
خواب و خورت ز مرتبه‌ي خويش دور كرد
آن‌گه رسي به خويش كه بي‌خواب و خور شوي
گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد
بالله كز آفتاب هفت بحر به يك موي تر شوي
از پاي تا سرت همه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چو بي‌پا و سر شوي
وجه خدا اگر شودت منظر نظر
زين پس شكي نماند كه صاحب نظر شوي
بنياد هستي تو چو زير و زبر شود
در دل مدار هيچ كه زير و زبر شوي
گر در سرت هواي وصال است حافظا
بايد كه خاك درگه اهل هنر شوي                   
                                 حافظ

مشكلات پيش از سلوك(1)
در درس‌هاي گذشته، از شايستگي‌هاي سلوك سخن گفتيم. آنان كه نشانه‌هاي شايستگي را با خود داشته باشند، چنان‌كه گفتيم، به دو نيروي حركت‌بخش نيازمنداند، يكي اراده و ديگري همت. همت، هدف والايي را براي سالك ترسيم مي‌كند و اراده گام‌به‌گام او را در پيگيري اين هدف ياري مي‌رساند. پس از عنايت‌الهي براي انسان‌هاي شايسته‌ي سلوك، وجود يك راهنما از ضروريات است. براي اين‌كه آن چه جاذبه‌هاي معنوي را در درون انسان خفه مي‌كند، اشتغالات و دلبستگي‌هاي جهان مادي است. و چون سلوك خواه و ناخواه با نوعي فاصله گرفتن از زندگي روزمره و لذت‌هاي حسي و مادي است، رهبري و راهنمايي يك انسان كاردان و راه‌شناس از ضروريات است. اين راه، راهي است كه بارزترين نشانه و روشن‌ترين علامت آن، «مشكلات» است. كسي كه پا در راه سلوك مي‌گذارد، بيش از هر چيز با مشكلات روبه‌روست.
حتي پيش از آن‌كه سلوك را آغاز كني، كافي است كه اراده و همت سلوك را داشته باشي، خواهي ديد كه با مشكلات گوناگون روبه‌رو هستي. آن‌جا كه عشق تو را نامزد مي‌كند جز غم چيزي به سراغت نخواهد آمد. يعني نامزدي عشق را غم‌هاي گوناگون به كسي كه مي‌خواهد به سلوك بپردازد، تبريك مي‌گويد. سخني بهتر از اين نمي‌توان گفت كه حافظ گفته است:
چون شدم حلقه به گوش در ميخانه‌ي عشق         هر دم آيد غمي از نو به مبارك بادم
اين غم‌ها، شوخي و بازي نيستند، بسيار عيني و جدي‌اند و هر انساني در برابر آن‌ها به زانو در مي‌آيد. راهنما و معلم در اين جا به ياري انسان مي‌شتابد. ياري انسان از كساني برمي‌آيد كه اين‌كار را آزموده و اين راه را رفته باشند و از طرف باطن جهان و از ناحيه‌ي حق و حقيقت به اين رسالت مأمور شده باشند. دستگيري انسان‌ها در حوزه‌ي سلوك كار هر كس و ناكس نيست. عده‌اي واقعا به دنبال آب و نان‌اند و از اسرار و رموز طريقت، ذره‌اي آگاهي ندارند. كارشان همه دعوي و زبان‌بازي است و اينان در طول تاريخ عرفان هميشه بوده و خواهند بود. مدعيان دروغيني كه براي فريب مردم، به تعبير حافظ، دام نهاده و در حقه باز كرده‌اند، گروهي جاه‌طلبند كه منظورشان از درويشي و بر مسند ارشاد نشستن جز به دست انداختن مردم و كسب جاه و مال نيست.
از خدا بويي نه او را نه اثر                                دعوي‌اش افزون ز شيث و بوالبشر
حرف درويشان بدزديده بسي                            تا گمان آيد كه هست او خود كسي
                                                                                                 مولوي
اينان مدام ابيات عارفانه بر زبان دارند و مطالب بزرگان را تكرار مي‌كنند، اينان همان شياداني هستند كه براي شكار انسان‌ها در تلاش‌اند و بايد آنان كه تشنه‌ي حقيقت‌اند، از خطر افتادن در دام اين نااهلان بترسند.
مرغ زيرك به در خانقه اكنون نپرد                     كه نهاده است به هر گوشه‌ي وعظي دامي
                                                                                                     حافظ
از آن‌جا كه انسان هم يكي از جانداران است، همانند جانداران ديگر داراي نيازهاي زيستي است. اما باطن انسان گوهر گرانقدري است كه از صدف كون و مكان بيرون است. اين گوهر را به دست هر كسي نبايد داد. پيش از سلوك بايد مدت‌ها گشت، تا صاحب نظري پيدا كرد و در اين‌باره اگر كوتاهي كنيم، معذور نخواهيم بود و هر چه بيشتر تلاش كنيم، نبايد از ما ايراد بگيرند.
دوستان عيب من بي‌دل حيران مكنيد              گوهري دارم و صاحب نظري مي‌جويم
                                                                                                   حافظ
در درون انسان بذري نهفته است كه اگر درست پرورش يابد، انسان با تولد ديگر، در جهاني ديگر حضور مي‌يابد. سلوك، چيزي جز تلاش انسان براي تحقق اين تولد نيست. در تعبير فلسفي وجود انسان، همانند شكم يك زن است، انسان‌ها مانند يك مريم‌اند كه با نفس الهي حامله‌ي عيسايي هستند. راهنما كسي است كه دوران اين حاملگي و زايمان را زير نظر مي‌گيرد و در اثر تربيت و تدبير او از هر يك از انسان ها عيسايي متولد مي گردد كه اين عيسي يك موجود الهي و آسماني بوده و شايسته‌ي وصال معشوق است. ما درباره‌ي راهنما در بحث‌هاي آينده باز هم توضيح خواهيم داد. اما در اين‌جا تنها با ذكر بيتي از حافظ از اين بحث مي‌گذريم كه اين بيت به تنهايي يك دنيا مطلب دارد:
دور است سر آب از اين باديه هشدار                تا غول بيابان نفريبد به سرابت
اكنون به بحث خود باز مي‌گرديم. بحث از مشكلات؛ مشكلات سلوك به دو دسته‌ي اصلي قابل تقسيم‌اند:
يكي، مشكلات پيش از آغاز سلوك؛ يعني مشكلاتي كه انسان را از اقدام جدي به سير و سلوك باز مي دارد.
و ديگري، مشكلاتي كه در مراحل مختلف سير و سلوك پيش مي‌آيند. اينك هر چند به اختصار، به بحث از مشكلات پيش از آغاز سير و سلوك مي‌پردازيم اما از مشكلات مراحل مختلف سير و سلوك در ضمن بحث از اين مراتب و منازل بحث خواهد شد.
مشكلات پيش از سلوك را مي‌توان در چند مشكل اصلي خلاصه كرد كه ما آن‌ها را به اختصار توضيح مي‌دهيم:
1- نا درويشي‌ها
اعتقادي بنما و بگذر بهر خدا
   تا در اين خرقه نداني كه چه نادرويشم
                                       حافظ
از عشق و عرفان سخن گفتن كاري است آسان، اما دست يافتن به عشق و عرفان كاري بس دشوار است. عشق در سراسر هستي، ساري و جاري است. رگ‌هاي كائنات سرشار از خونش است، عشق قلب تپنده‌ي جهان است؛ سلوك و درويشي تلاشي است براي دست يافتن به عشق، سر سپردن به عشق و فاني شدن در عشق و سر درآوردن از آستان جانان و هستي يافتن با معشوق.
اي عزيز! اگر كسي را اين توفيق دست دهد كه با كائنات در مسير عشق به جريان افتد، راهش جز پيشگاه معشوق به‌جاي ديگر نخواهد بود. زيرا در اين سير و سلوك اگر از راه نماني و به بيراهه نروي، مقصد و مقصودت جز بزم معشوق نخواهد بود.
درها همه بسته است، الا درِ تو                               تا ره نبرد غريب الا برِ تو
كائنات در غربت‌اند و دور افتاده از عصر خويش و در عين‌حال همه با هم در جستجوي وصل خويش! از اين روي، حركت سلوكي يك حركت تكويني در درون كائنات و هماهنگ با كائنات است.
پيوسته است سلسله‌ي عاشقان به هم                       از بلبلان ترانه‌ي ما مي‌توان شنيد
                                                                                                             صائب
چنان‌كه در درس‌هاي گذشته گفتيم، رحمت عام و فراگير الهي، همه‌ي كائنات را مي‌نوازد. همه‌ي كائنات بر اساس اين رحمت فراگير و حب ساري و جاري در كائنات محبوب خدا هستند و از عنايت خداوند برخوردارند. پيدايش و تكامل موجودات، نتيجه‌ي اين محبوبيت فراگير است.
ما نبوديم و تقاضامان نبود                                  لطف تو ناگفته‌ي ما مي‌شنود
باد ما و بود ما از داد توست                               هستي ما جمله از ايجاد توست
لذت هستي نمودي نيست را                              عاشق خود كرده بودي نيست را
لذت انعام خود را وا مگير                                 نقل و باده و جام خود را وا مگير
                                                                           مثنوي، دفتر اول، مولوي

ادامه دارد...

اضافه كردن توضيحات





  • Prof.Yahya Yasrebi Biogeraphi
    You can Find more Detail of Prof. Yasrebi in this File

  • زندگينامه دكتر سيد يحيي يثربي
    در اين فايل شما اطلاعات نسبتا كاملي درباره زندگينامه آقاي دكتر سيد يحيي يثربي خواهيد يافت


  •  


  • ماهيت ماده

    در درس گذشته به اين نتيجه رسيديم كه ولو دليل قاطعي براين عقيده نداشته باشيم، اعتقاد ما به اين‌كه داده‌هاي حسي ما- يعني مثلاً مجموع حسياتي كه با ميز مثالي ما تداعي و اقتران ذهني دارد، درحقيقت علائم وجود امري مستقل از ما و ادراكات ماست - عقيده‌اي كاملاً معقول است.


  • Powered by pargoon cms