دكتر سيد يحيي يثربي
روشن انديشي
 كتابها
 مقالات
 لينك مفيد
 دانلود
 آلبوم تصاوير
 نهاد نقد و نظر
 اخبار
 درس هفته
 سخن روز

نامه ی سرگشاده به شورای عالی انقلاب فرهنگی

کار بی حاصل نکنیم که مشکل جای دیگر است... سلام علیکم احتراما با آرزوی توفیق شما. در روزنامه¬ها خواندم که تاسیس دانشگاه هنر اسلامی در دستور کار آن شورای محترم قرار گرفته است.(روزنامه جمهوری اسلامی18/10/90)

صفحه اصلي > فارسي > درس هفته
فلسفه
نام درس: روشن انديشي
شماره درس: درس19
تاريخ ثبت درس : 88/1/22
فرهنگ و مدنيت محصول روشي‌انديشن انسانند. مسير روشن‌انديشي مسير دشوار و پرخطر است.

فلسفه - درس 19
روشن انديشي
مقدمه
فرهنگ و مدنيت محصول روشي‌انديشن انسانند. مسير روشن‌انديشي مسير دشوار و پرخطر است. اما به قول كانت اين خطر‌ها چندان هم كه مي‌گويند بزرگ نيستند. بلكه انسان‌ها اگر بخواهند با چند‌بار افت و خيز سر‌انجام شيوه‌ي راه رفتن را مي‌آموزند. اما مشكل اصلي در اين‌جاست كه يا اصلا نخواهند كه روشن‌انديش باشند و يا با يك نمونه از ناكامي از تجربه‌هاي بعدي به هراس افتند و باز هم به اسارت جهالت و جمود فكري باز گردند.
جوانه‌ي نوپاي روشن‌انديشي از طرف اوهام و خرافات و پاسداران اساطير و افسانه و مروجان تقليد و خام‌انديشي هميشه در خطر پايمال شدن است. روشن‌انديشي به هوشياري و ايستادگي نيازمند است. انساني كه مي‌خواهد روشن‌انديش باشد بايد در دو مرحله هوشياري و استواري خود را نشان دهد: يكي در مرحله‌ي روشن‌انديش شدن و ديگري در مقام ادامه دادن به روشن‌انديشي و توسعه‌ي آن.
در اين دو مرحله روش كار نقش اساسي دارد. روش درست هم در پيدايش روشن‌انديشي و هم در پاسداري از آن بسيار مهم است. ما بايد بيش از هر چيز به روش بپردازيم به همين دليل پس از بحث‌هايي كه در مسائل معرفت‌شناسي و پاره‌اي از اختلافات سنتي فيلسوفان داشتيم اكنون چند درس را به بحث روشن‌فكري و روشن‌انديشي اختصاص مي‌دهيم يعني چند درس از درس‌هاي
آينده را به بحث در اين‌باره اختصاص مي‌دهيم و اين بحث‌ها را با بحث از روش و اهميت آن آغاز مي‌كنيم.
متفكران جديد غرب كار خود را با اين هشدار‌ها دنبال كردند كه: «داشتن ذهن خوب مهم نيست، مهم آن است كه اين ذهن را درست به كار بريم» دكارت از پيش‌گامان فكر و فرهنگ جديد رساله‌اش را در روش به كار بردن عقل با اين مطلب آغاز كرد كه: همه‌ي مردم عقل و هوش دارند اما روش استفاده از آن را نمي‌دانند. تجدد از وقتي آغاز شد كه روش‌هاي جديد انديشه و پژوهش كشف شد و به كار بسته شد.
دريغا كه ما در حوزه‌ي علوم انساني هنوز هم از روش درست بهره نمي‌گيريم و اصولا به روش اهميت نمي‌دهيم. در علوم تجربي ما از غرب پيروي مي‌كنيم و تا حدودي به روش كار توجه داريم، اما در علوم انساني هنوز در باره‌ي روش بحثي نكرده‌ايم و لذا در قلمرو علوم انساني از حركت و توسعه باز مانده‌ايم و در‌جا مي‌زنيم و يا به دور خود مي‌چرخيم. آثار روشن‌فكران گذشته و حال جامعه‌مان را ديده‌ايم اثري از روش و بحث در باره‌ي روش در آنها ديده نمي‌شود.
هنوز هم منطق ارسطويي يعني منطق دوهزار و چهارصد سال پيش را، منطق جدي خود مي‌دانيم! هنوز مي‌خواهيم موجودات جهان را بر اساس جنس و فصل تعريف كنيم! اين توجه نداشتن ما به روش، در مسائل اجرايي و سياسي كشور نيز دخالت دارد. ما مي‌خواهيم عدالت داشته باشيم. توسعه داشته باشيم و فرهنگ اسلامي داشته باشيم، اما هرگز نمي‌خواهيم بدانيم كه با كدام روش؟
مسئولان جامعه از ما مي‌خواهند كه با جمود و در‌جا زدن مبارزه كنيم و به نقد و نظريه‌پردازي روي آوريم، اما هيچ نشاني از توفيق ما ديده نمي‌شود. براي اين‌كه ما آرزو‌ها را مطرح مي‌كنيم، اما اين آرزو‌ها را به صورت مسئله در نمي‌آوريم و راه و روش حل آن مسئله را نمي‌دانيم و بدتراز همه اين‌كه ناتواني‌هاي خود را با عذر ناموجه «نمي‌گذارند» توجيه مي‌كنيم! بگذريم و به بحث اصليمان بپردازيم:

روش انديشه
روشن‌انديشي چيزي نيست كه آن را به ديگران بدهند. روشن‌انديشي مانند بلوغ است و هر كسي بايد خود به بلوغ برسد. كسي نمي‌تواند به كسي كه به بلوغ نرسيده است بلوغ را تحميل كند. ما نمي‌توانيم روشن‌انديشي را به مردم بدهيم بلكه بايد روش انديشه به آنان بياموزيم. در جامعه‌ي ما آواري از مطالب و مسائل جديد غرب را بر سر مردم فرو مي‌ريزند، اما نمي‌دانند كه تا مردم خودشان با بهره‌گيري از راه و روش درست، روشن‌انديش نشوند با كمك كتاب و نوشته‌ي ديگران به جايي نمي‌رسند. ما نخست بايد بر آن بكوشيم تا در ذهن جوانان حركت ايجاد كنيم. ايجاد حركت با اين است كه در ذهن آنان نسبت به باور‌هاي موجودشان ترديد ايجاد كنيم. شك دروازه‌ي آگاهي و يقين است. ما با يقين بزرگ مي‌شويم اما اين يقين يقين خودمان نيست بلكه يقينيست كه از تقليد و تلقين به دست آمده است.
نخستين وظيفه‌ي ما آن است كه به جوانان ياد بدهيم كه از زندان اين يقين موروث به‌در آيند تا از تقليد و جمود رها گردند. ما بايد برآن كوشيم تا دوگونه يقين را درست بشناسيم:
يكي آن يقين كه با تلقين و تقليد در ذهن ما ايجاد شده است و ما در سامان دادن آن نقشي نداريم.
و ديگري آن يقيني كه ما خودمان آگاهانه و به دنبال پژوهش و بررسي دقيق به آن رسيده‌ايم.
بايد توجه داشت كه اين دو يقين اگرچه از نظر نام مشتركند اما از نظر معنا و ماهيت كاملا ضد يكديگرند. هرجا كه يقين نخستين باشد از يقين دوم خبري نيست و هر جا كه يقين دوم باشد بدون ترديد يقين اول در آنجا، از هم پاشيده و نابود شده است. اكنون وظيفه‌ي ما آن است كه اين دو يقين را خوب بشناسيم و چون انتقال ذهن ما از يقين نوع اول به يقين نوع دوم از راه «شك» است، ما بايد علاوه بر اين دوگونه يقين، شك و جايگاه آن را در تفكر انسان خوب بشناسيم تا بتوانيم براي حركت فكري خود از راه و روش درست بهره گيريم. اكنون بحث خود را با تعريف يقين اول آغاز مي‌كنم:
يقين نخستين: انسان وقتي بزرگ مي‌شود و قدرت انديشه پيدا مي‌كند خود را در يقين مي‌يابد. ذهن هيچ كودكي آلوده به شك نيست همه‌ي نوجوانان غرق در يقينند. يقيني كه داراي اوصاف زير است:
براي به دست آوردن آن رنج نبرده‌اند بلكه از پيشينيان به ارث برده‌اند بي‌آن‌كه در نظام و ساخت آن نقشي داشته باشند و از راه مقدمات و مباني لازم به آن رسيده باشند. بلكه آن را با تلقين و تقليد و از روي خوش‌باوري و اطمينان به اطرافيان خود به دست آورده‌اند.
اين همان يقين اوليه است اين يقين اوليه كه ما در سايه‌ي آن چشم باز كرده‌ايم تعصب‌آميز و مقدس نيز مي‌باشد براي اين‌كه اين يقين وابسته به شخصيت ماست و نيز با حرمت و شخصيت پدران و مادران و اطرافيان و مربيان مورد علاقمان وابسته است. بي‌احترامي به اين يقين، بي‌احترامي به شخص و پدر و مادر و قوم و قبيله و دين و مذهب و جامعه و ميهن و معلمان و اساتيد و تاريخ و فرهنگ انسان است و چه كسي جرئت دارد كه چنان گستاخ باشد كه دربرابر اين همه حرمت و قداست سر بلند كند!؟
اين يقين جاهلانه نيز مي‌باشد زيرا كه اساسش جهل آن شخص است. جهل مركب يعني نمي‌داند و نمي‌داند كه نمي‌داند. آن نوجواني كه به تثليث مسيحي يقين دارد يا آن نوجواني كه در برابر يك بت هندي به سجده مي‌افتد گرفتار همين يقين است. يقيني كه جهل است اما جهل مركب يعني هم نمي‌داند و هم نمي‌داند كه نمي‌داند! از اين‌جاست كه دست و پاي عقل و انديشه‌ي همه‌ي انسان‌ها در گذشته و اكنون به زنجير اين يقين بسته است. چنان‌كه عملا مي‌بينيم مردم همه‌ي جامعه‌ها بر محور اين يقين مي‌چرخند و چنين مي‌پندارند كه حقيقت همين است و بس! و هرگونه انديشه و نظر مخالف را تحمل نمي‌كنند.
از سنگر همين يقين جاهلانه آزاد‌انديشان و مناديان بيداري و رهايي انسان‌ها ناجوان‌مردانه مورد هجوم قرار گرفته‌اند. انسان‌هاي انديشمند را سقراط‌وار شوكران بر گلو ريخته، يا بر دار آويخته‌اند و امثال گاليله را به جرم همين جسارت، تا اطلاع ثانوي زنداني كرده و مجبور كرده‌اند كه تا سه سال هر روز هفت مزمور توبه‌آميز را به مجازات انديشه‌اش از حفظ بخواند! شمار كساني كه بتوانند از حصار اين يقين رها گردند بسيار اندك است. زيرا يقيني كه با شير مادر وارد دل و درون انسان شده است جز با مرگ از او مشكل دست بر مي‌دارد.
اي عزيز مگر آسان است كه بفهمي كه نمي‌فهمي؟! مگر آسان است كه بفهمي كه نه تنها خودت بلكه پدرت، معلمت، روحانيت، نسل گذشته‌ات، جامعه‌ات همه و همه نادان بوده و نفهميده‌اند؟! از آنجا كه شناخت اين يقين و تشخيص نقش منفي آن در رشد و رهااي انديشه اهميت فوق‌العاده دارد باز هم درباره‌ي برخي از آثار و لوازم آن به توضيح مي‌پردازيم. اين يقين آثار و لوازمي دارد كه از جمله‌ي آنها مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
1. فراگيري
2. سامان‌دهي
3. مقاومت
و اكنون در اين درس و درس بعدي به توضيح مختصر هر يك از اين سه مورد مي‌پردازيم.
1. فراگيري: اين يقين فراگير است يعني در همه‌ي زمان‌ها و مكان‌ها حضور دارد. از دوران باستان تا به امروز و از غرب جهان تا شرق آن همه جا بيشتر مردم در سايه‌ي اين يقين بزرگ مي‌شوند و با اين يقين زندگي مي‌كنند و با اين يقين از دنيا مي‌روند.
به تعبير عين‌القضاه همداني روزي چندين‌هزار جنازه به گورستان مي‌برند كه يكي از ايشان در يقيني كه دارد شك نكرده است. اين يقين‌هاي اوليه حوزه‌ي دين و مذهب و عقل و فلسفه را نيز شكل مي‌بخشند. يك مسيحي فلسفه‌اش رنگ مسيحي دارد و يك يهودي فكر و فرهنگش رنگ يهودي دارد و يك مسلمان هم فكر و فرهنگش رنگ اسلامي دارد. حتي مي‌توان گفت كه اسلام هر مذهب و منطقه‌اي رنگ فكر و فرهنگ آن منطقه را دارد و همين رنگ يقين اوليه است كه راه تحقيق را بر همگان مي‌بندد و ذهن و زندگي آنان را در چارچوب خود نگه‌مي‌دارد.

 

ادامه دارد...
 

 

اضافه كردن توضيحات





  • Prof.Yahya Yasrebi Biogeraphi
    You can Find more Detail of Prof. Yasrebi in this File

  • زندگينامه دكتر سيد يحيي يثربي
    در اين فايل شما اطلاعات نسبتا كاملي درباره زندگينامه آقاي دكتر سيد يحيي يثربي خواهيد يافت


  •  


  • تفكر

    در بحث از انابه، سخن به اين‌جا كشيد كه يكي از لوازم و نشانه‌هاي منزل انابه، رقت قلب و صفاي درون است. در آن‌جا گفتيم سالك بايد با راهنمايي يك مرشد و استاد آگاه، اين رقت قلب را درست مورد بهره‌برداري قرار دهد. در پايان بحث، به مساله‌ي آييني كردن مسائل و اعمال سلوك پرداختيم.

  • آگهي

    كتاب عرفان عملي با هفتاد فصل به چاپ رسیده است.


  • Powered by pargoon cms